خرید بک لینک

سی و پنج سال پیش بود . آن سیزده بدری که پدر نبود و ما هم سیزده بدر نرفتیم . اولین سالی بود که نمی رفتیم . عزادار پدر بودیم . در این سی و پنج سال اما چه بسیار سیزده بدرها که رفتیم . و البته چند تایی هم نشد که برویم . مثل همین پارسال که خارج بودیم و خارج انگار که سیزده بدر نداشت . شاید که خارج چون خودش خارج است گویی همیشه بدر است . که وقتی خارجی از همه عالم به دری و انگار که همیشه سیزده بدری .

امسال اما حکایتی دگر است . امسال هم سیزده بدر نداریم . نمی رویم . امسال هیچ کس ندارد . هیچ کس نمی رود . کرونا همه را خانه نشین کرده است . زور ویروس از نحسی بیشتر است لابد . امسال اما نه فقط بخاطر کرونا که مثل سی و پنج سال پیش ما عزاداریم . اینبار در عزای مادر به سوگ نشسته و در خانه نشسته ایم و سیزده ای نداریم . اگر چه بین سیزده بدر امسال و آن سیزده بدر غمگین سی و پنجسال پیش اندکی تفاوت است .

سیزده بدر آن سال وقتی به خیابان رفتم شهر خالی بود و تتمه همشهریان در حال خروج از شهر برای بدر کردن سیزده بدر . چه دلگیر روزی بود آنروز . که جوانکی بیش نبودم و حساس به اقتضای جوانی . و دلگیر که چرا بعضی اقوام حرمت عزای ما نگه نداشته و به سیزده بدر رفته اند . امسال اما کرونا آمده و هیچ کس نرفته است . خویشان نیز حتی نه اگر بخاطر ما که از ترس کرونا در خانه مانده اند . که اگر نمی ماندند نیز خیالی نبود . که جوانی رفته است و در میانسالی دیگر مجالی برای رنجش های بیهوده و باهوده نیست . که ای کاش کرونا نبود و همه به سیزده بدر می رفتند . و ما البته که به احترام مادر باید که در خانه می ماندیم و مانده ایم .

برچسب: نویسنده: پرهام فدایی تاريخ: دوشنبه 1 ارديبهشت 1399 ساعت: 4:38

صفحه بندی