آسمان برویم زمین بیاییم ، قدرشناسی موضوع مهمی است . اینجا و آنجا هم ندارد . همه جا قدرشناسی ممدوح و قدرناشناسی مذموم است .
اما گاهی بعضی چیزها چنان عادی و فراوان است که آدمی یادش می رود قدرش بداند . مثل هوا . باید نباشد که بدانی هوا یعنی چه . مثل سلامت . مثل عافیت . همان که فرموده اند قدر عافیت کسی داند که به مصیبتی گرفتار آید یعنی همین .
مثل روزهای آخر اسفند . مثل بهار و ایام بهاری . مثل این روزها . این هوای تمیز و عالی و این آفتاب و این شکوفه ها . که باید کرونایی بیاید و از خانه بیرون نتوان شدن و از همه اینها باید که محروم بمانی تا قدر بدانی هر آنچه را که قدر نمیدانی .
عجیب موجودی است این آدمیانی که ماییم .
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی