دو روز است که استانبولیم .
با پسر بزرگه آمده ایم ویزاها را بگیریم . ویزاهای کانادا . پسر بزرگه دانشجوست اما مشمول . برای ثبت در تاریخ ! و برای اینکه یادمان نرود عرض می شود که پانزده ملیون تومان گذاشته ایم وثیقه و مجوز خروج گرفته ایم . اما برای اینکه شک نکنند فرمهای مربوطه را نه برای سفز به کانادا که برای ترکیه پر کرده ایم .
مجوز خروج از کشور برای دانشجویان بیست روزه است . پس احتیاط کردیم و حتی بلیط برگشت هم برایش گرفتیم که در فرودگاه نگویند لابد می خواهد برود که برود . که بر نگردد . و چه احتیاط لازمی بود . که از قدیم گفته اند احتیاط شرط عقل است .
پس بیشتر اختیاط کردیم . که همان ترکیه بماند . حتی برای چند ماه . که اگر وبزای مهاجرت در پاسپورتش بخورد ممکن است برای خروج دوباره از ایران به مشکل بر بخورد. پس ریسک نکردیم . احتیاط کردیم . اما تا دلتان بخواهد ضرر کردیم . هزینه اضافی .
فقط یک قلم چهارصد پانصد هزار تومان خسارت و ضزز برای کنسل کردن بلیط برگشت . و مقادیر بسیار بیشتری پول هتل و خرج و برج و سایر قضایا در استانبول . اما می ارزد . اگر بدانند !
و استانبول . و همان حسرت همیشگی . حسزتی برخاسته از مقایسه . که ...
بگذریم .
بیست و سوم خرداد نود و شش
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 17:43  توسط کیقباد |
برچسب: استانبول,
نویسنده: پرهام فدایی