خراب . خرابی . کلمه ای با یک دنیا معنی . کلمه ای مثل خیلی کلمات . تشکیل شده از چندین حرف . اما با حجم وسیعی از مفهوم و معنی . خراب . بسیار گسترده تر از نابودی . کشنده تر از حتی مرگ .
و خانه خراب . ترکیبی از دو کلمه . خانه و خراب . اما بیانگر یک کتاب . یک کتاب با هزاران صفحه و نوشته . خانه خراب . بسیار تلخ تر از مردن . بسیار غمگین تر از هر غم و اندوهی که بشود حتی تصور کرد .
که وقتی غم و اندوه از جد فزون شود می گویند خانه خراب شدم . که وقتی عزیزترین عزیز آدم از دست برود می گویند خانه خراب شدم . که وقتی نابودی و ویرانی سر به فلک کشد نمی گویند نابود شدم . نمی گویند مردم . می گویند خانه خراب شدم .
و باید که خانه ای باشد . باید که خانه ای ساخته باشی . باید که خشت خشت خانه را ، باید که پی و شالوده را ، باید که در را و پنجره را ، باید که سقف را ، سقف خانه را ، باید که خانه را فهمیده باشی تا بدانی خانه خراب یعنی چه . تا بدانی چرا در مصیبت های بزرگ برای نشان دادن عمق غم و اندوه بجای هر چیز دیگری می گویند خانه خراب شدم .
و حالا چه می شود گفت . چه می شود نوشت . حالا چه واژه ای می توان پیدا کرد وقتی که خانه ای خراب شده است . وقتی که هموطنانی واقعا" خانه خراب شده اند . وقتی که ...
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۶ساعت 12:48  توسط کیقباد |
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی