بالاخره انتظار به سر رسید و امروز جمعه بیست و نهم اردیبهشت نود و شش مصادف با نوزدهم می دوهزار و هفده میلادی و همزمان با حضور انبوه مردم در صف های طولانی برای رای به روحانی - بیشتر به روحانی و خیلی کمتر به رئیسی - سرانجام خبر رسید که ما هم رسیده ایم به مرحله آخر . مرحله صدور ویزای مهاجرتی ما به کانادا . پاس ریکوئیست . شاید گربه ای که دو هفته پیش در بالکن ما زایید واقعا" خوش یمن بود .
اگر چه به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقیست . حکایت رفتن به ترکیه و گرفتن ویزا . حکایت فروش مایملک و یا بخشی از مال و منال . حکایت تهیه پول . مدارک . جکایت بریدن و دل کندن . حکایت وداع . حکایت بار بستن . بار سفر بستن .
و اینهمه باید در همین یکی دو ماه آینده صورت گیرد . دو ماه شلوغ و پرکار . که چشم بهم بزنی گذشته است . مثل این سه ماهی که بعد از مدیکال گذشت . مثل سه سالی که بعد از پرداخت هزاران دلار گذشت . مثل چهار سالی که از سفر به کانادا و قبولی در مصاحبه گذشت . مثل شش سالی که از باز کردن پرونده کبک گذشت . مثل ده سالی که باز کردن فایل فدرال و شروع پروسه مهاجرت گذشت .
گذشت و می گذرد . هنوز . همچنان . اما تا ویزاها صادر نشود و تا کفش و کلاه نکنیم و پا بر خاک کانادا نگذاریم یعنی که هنوز به پایان نیامده است این دفتر و حکایت همچنان باقیست .
( بتاریخ بیست و نهم اردیبهشت نود و شش )
+ نوشته شده در دوشنبه هشتم آبان ۱۳۹۶ساعت 10:50  توسط کیقباد |
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی