این روزها درگیر آفتاب هستم و مقایسه آفتاب اینجا و آنجا . مقایسه زمستان اینجا با دو زمستانی که آنجا سپری کردم و ایضا” مقایسه و نور و زور آفتاب را در هر دو جا .
آفتاب که جای خود دارد وقتی که آدمی مدام در پی قیاس و مقایسه است نسبت به هر آنچه در عالم است و در آدم . بویژه آنکه زمستان باشد و با تی شرت آستین کوتاه در بالکن و در زیر نور آفتاب جنگ دی ماه شیراز نشسته باشی و بیاد بیاوری سال گذشته را در همین روزها و بالکنی پر از برف و قندیل با شال و کلاه و آفتاب کم جان و بی رمق مونترال .
و البته که از این بالکن تا آن بالکن چاره ای نیست جز قیاس . حتی اگر قیاس مع الفارق باشد و از قیاسش خنده آید خلق را !
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی