این یک اصطلاح معلمانه است . بطالت . و شاید بود . مطمئن نیستم امروز هم معلم ها روزی هزار بار به دانش آموزان تذکر بدهند که وقتشان را به بطالت نگذارنند .
بطالت هم که معلوم است . از باطل می آید . بطلان . و لابد وقتی که به بطالت بگذرد یعنی باطل . یعنی وقتی که باطل است . باطل شده است . یعنی وقتی که روی آن خط بطلان کشیده اند .
شاید از همین رو به آدم بیکار یا آدمی که کار بدرد بخوری انجام نمیدهد ، عاطل و باطل می گویند . یعنی آدمی که علاف است . ول معطل است . آدمی که همینطور الکی فقط دور سر خودش می چرخد .
و اوقاتی که به بطالت بگذرد ، یعنی زمانی که مرده است . یعنی عمری که باطل است . عمری که بر آن مهر خورده است . مهری درشت و قرمز . باطل شد !
برچسب:
نویسنده: پرهام فدایی