
هنوز بهمندر این مطلب نکات مهم و اطلاعات مرتبط با این موضوع را مرور میکنیم.چهل و ششمین بهمن هم داره کم کم تموم میشه !...
ادامه مطلب
اردیبهشت هم دارد تمام میشود . اردیبهشتی که به لحاظ سرسبزی و اعتدال هوا دست کمی از بهشت ندارد . اما از این بهشت چندان نصیبی برای آنان که آلرژی فصلی دارند وجود ندارد و بجای نعمت همه نقمت است و زحمت .پس خدای را هزار مرتبه شکر که در بهشت برین و در باغات جنت با آنهمه سرسبزی و گل و گیاه خبری از آلرژی فصلی نیست که اگر چنین بود خسرالدنیا و الاخره بودیم و هم در این دنیا و هم در آن دنیا مشمول عذاب الیم آلرژی فصلی میشدیم ! + نوشته شده در شنبه سی ام اردیبهشت ۱۴۰۲ساعت 10:58  توسط کیقباد | بخوانید...
ادامه مطلب
...ز تند باد حوادث نمیتوان دیدندر این چمن که گلی بوده است یا سمنیاز این سموم که بر طرف بوستان بگذشتعجب که بوی گلی هست و رنگ نسترنی... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۱ساعت 0:30  توسط کیقباد | بخوانید...
ادامه مطلب
بیست سال پیش بود . گوشی موتورولا بهترین و گرانترین گوشی موبایل بود . اگر چه هنوز آنتن داشت .دو سال بعد دیگر نشانی و اثری از موتورولا نمانده بود . لااقل در ایران . دور دور نوکیا بود و بازار در سیطره گ...
ادامه مطلب
هیچ یک سخنی نگفتند . نه مهمان و نه میزبان و نه آجیل شب یلدا و ! سکوت . ری اوتا . ترجمه احمد شاملو .البته با اندکی تحریف و تغییر ! ...
ادامه مطلب
بالاخره انتظار به سر رسید وامروز جمعه بیست و نهم اردیبهشت نود و شش مصادف با نوزدهم می دوهزار و هفده میلادی و همزمان با حضور انبوه مردم در صف های طولانی برای رای به روحانی - بیشتر به روحانی و خیلی کمتر به رئیسی - سرانجام خبر رسید که ما هم رسیده ایم به مرحله آخر . مرحله صدور ویزای مهاجرتی ما به کانادا . پاس ریکوئیست . شایدگربه ای که دو هفته پیش در بالکن ما زایید واقعا" خوش یمن بود . اگر چه به پایان آمد این دفتر اما حکایت همچنان باقیست . حکایت رفتن به ترکیه و گرفتن ویزا . حکایت فروش مایملک و یا بخشی از مال و منال . حکایت تهیه پول . مدارک . جکایت بریدن و دل کندن . حکایت وداع . حکایت بار بستن . بار سفر بستن . و اینهمه باید در همین یکی دو ماه آینده صورت گیرد . دو ماه شلوغ و پرکار ....
ادامه مطلب
حتی راحت تر از به همین راحتی . چنان سریع و راحت که فکرش هم نمی شود کرد . البته راحت که نه . پر از ناراحتی است . پر از درد و رنج . پر از مرگ و میر و پر از خون و آتش . پر از دربدری و آواراگی . اما چنان سریع و پی در پی اتفاق افتاده و می افتد که می شود گفت به همین راحتی . سوریه را می گویم . که چه راحت منهدم شد . چه راحت و سریع نابود شد . چگونه کشوری راحت به خاک سیه نشست و چگونه ملتی راحت بیچاره و دربدر شد ! شاید کسی فکرش را نمی کرد انهدام سوریه را آنهم فقط ظرف پنج سال . چنان نابود و منهدم که انگار پنجاه سال . یک کشور زیبا . غنوده بر ساحل مدیترانه . بازمانده از تاریخی دور و دراز ...
ادامه مطلب