کیقباد

متن مرتبط با «ستایش در چند قسمت» در سایت کیقباد نوشته شده است

تاریخ خوشگل در کانون توجه

  • نیلوبلاگ

    تاریخ خوشگلجزئیات تکمیلی این موضوع به همراه بخش‌های مهم در ادامه ارائه شده است.تقویم و تاریخ هم خوشگلی های خودشو داره . مثل امروز که چهار ِ چهار ِهزار و چهارصد و چهاره !تاریخ البته که گندکاری های خودشم داره . مثل چند روز پیش که جنگ بود و میخواستم بیام اینجا بنویسم ما به خرداد پر از حادثه عادت داریم اما اینترنت رو قطع کرده بودن و نشد که بنویسم و خرداد پر از حادثه هم تمام شد و عمرش به آتش بس قد نداد.حالا امروز که یکی از روزهای خوشگل تقویم است و تاریخش رُند است و ۱۴۰۴/۴/۴ است ، دو روز است که جنگ ای...

    ادامه مطلب
  • اندر کرامات واکسن مرغوب

  • نیلوبلاگ

    سرماخوردگی سمج خواب برای آدم نمی گذارد .از پارسال که دز سوم واکسن کرونا زده ام ، سه بار سرما خورده ام . برای اولین بار در بهار کرونا گرفتم و دو هفته درگیرش بودم . همین سه چهار ماه پیش در تابستان هم سرما خوردم و هفت هشت ده روز گرفتار . و حالا در پاییز دوباره سرماخوردگی و باقی قضایا . مثل اینکه سهمیه فصلی دارم .فکرش را که میکنم می بینم تا قبل از این واکسن ها سالی یکبار هم به زور سرما میخوردم . بعضی سالها که اصلا و ابدا . حتی در آن سال سیاه کرونایی که همه در ترس و وحشت بسر می بردند و خبری از واکسن هم نبود ، زندگی عادی داشتم و همه جا می رفتم و می آمدم . بی هیچ ماسکی و بی هیچ رعایتی . طرفه آنکه در آن سال حتی سرما هم نخوردم . اما از کرامات واکسن اینست که امسال تا حالا سه بار به فین فین افتاده ام ...

    ادامه مطلب
  • قدرشناسی

  • نیلوبلاگ

    آسمان برویم زمین بیاییم ، قدرشناسی موضوع مهمی است . اینجا و آنجا هم ندارد . همه جا قدرشناسی ممدوح و قدرناشناسی مذموم است .اما گاهی بعضی چیزها چنان عادی و فراوان است که آدمی یادش می رود قدرش بداند ....

    ادامه مطلب
  • سیزده بدرهای بیاد ماندنی

  • نیلوبلاگ

    سی و پنج سال پیش بود . آن سیزده بدری که پدر نبود و ما هم سیزده بدر نرفتیم . اولین سالی بود که نمی رفتیم . عزادار پدر بودیم .در این سی و پنج سال اماچه بسیار سیزده بدرها که رفتیم . و البته چند تایی هم...

    ادامه مطلب
  • در مذمت بی شرفی

  • نیلوبلاگ

    کدام خطرناک تر است ؟قاتل ، دزد ، دیکتاتور ...بی شرف از همه خطرناک تر است . قاتل ، قاتل است اما ممکن است با شرف باشد . مثلا قاتل بی شرف حتی از کودکان نیز نمی گذرد اما یک قاتل با شرف ممکن است یک کودک ...

    ادامه مطلب
  • ظلم مادران یا مادران ظالم

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه بسیاری از مادران به بچه هایشان ظلم می کنند . ظلمی بزرگ . مادرانی که اقوام شوهر را که همانا اقوام پدری فرزندشان است در چشم فرزند بد می کنند و از چشمش می اندازند . از پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه گرفته تا عمو و عمه و ... مادر که خود عروس خانواده ای است شاید حق داشته باشد . شاید مادر شوهر براستی بد باشد . شاید که خواهر شوهر زبانش خار داشته باشد اما این مادر شوهر جلاد مادر بزرگ هم هست و چ...

    ادامه مطلب
  • ظلم مادران یا مادران ظالم

  • نیلوبلاگ

    متاسفانه بسیاری از مادران به بچه هایشان ظلم می کنند . ظلمی بزرگ . مادرانی که اقوام شوهر را که همانا اقوام پدری فرزندشان است در چشم فرزند بد می کنند و از چشمش می اندازند . از پدر بزرگ و مادر بزرگ بچه گرفته تا عمو و عمه و ... مادر که خود عروس خانواده ای است شاید حق داشته باشد . شاید مادر شوهر براستی بد باشد . شاید که خواهر شوهر زبانش خار داشته باشد اما این مادر شوهر جلاد مادر بزرگ هم ه...

    ادامه مطلب
  • قضیه نسبیت و سیزده بدر !

  • نیلوبلاگ

    نمی دانم این قضیه نسبی بودن امور از چه زمانی رایج شده است . بعد از مطرخ شدن فرضیه نسبیت انشتین بوده است یا قبل از ایشان نیز یک شیر پاک خورده دیگری آن را در دهان خلایق گذاشته است . اما هر چه هست قدر مسلم اینکه کار بجایی رسیده است که همه چیز و همه کس نسبی شده اند . یعنی که مطلقیت و اطلاق انگار که از...

    ادامه مطلب
  • در جستجوی حال و احوال از دست رفته

  • نیلوبلاگ

    البته که حال و احوال آدمی در گذر زمان دچار تغییر و تحول می شود و حال و احوال آدمی هماره همانی نیست که روزگاری بوده است . این تغییر و تحول نیز دلایل بسیار دارد و صد البته که علاوه بر عنصر زمان ، نوع زمان و مقطع زمانی و باصطلاح برهه های حساس زمانی نیز در این تغییر و تحول نقش بسزایی دارد . نشانه های ...

    ادامه مطلب
  • اولین دروغ مدرسه

  • نیلوبلاگ

    می گوید این روزها که همه جا صحبت از مدرسه و اولین روز مدرسه است ، یادی کنیم هم از اولین دروغ مدرسه . و آن اینکه در سن شش سالگی و در اولین روز مدرسه در کلاس اول ابتدایی ، معلم مرتب می گفت تخته سیاه . من اما هر چه به تخته نگاه می کردم آنرا سبز می یافتم نه سیاه . فلذا با ترس و لرز گفتم آقا اجازه ، تخته سیاه که سبز است چرا ؟! معلم عزیز هم نه گذاشت و نه برداشت و همان اول سالی هر چه دل تنگش می خواست به ما یک الف بچه گفت !...

    ادامه مطلب
  • در ستایش چند سالگی !

  • نیلوبلاگ

    بیست سالگی . سی سالگی . چهل سالگی ... شاید کهدر ستایش زندگی . در هر سنی و در هر سن و سالی . وقتی که با وجود تمام پیشرفتهای حیرت انگیز علم و تکنولوژی اما هنوز که هنوز است در میان میلیاردها سیاره و ستاره و دیگر کرات و اجرام آسمانی بشر دو پا و زنده و زندگانی به سبک و سیاق زندگی آدمیان یافت می نشده است . شاید که فقط در ستایش زندگی . بی هیچ سن و سالی . همان زندگی که به ما ارزانی شده است . اگر چه حتی بی اذن و بی اجازه . همین زندگی . چه خوب و چه بد . در همه مقاطع و در هر سن و سالی . بیست سالگی . سی سالگی . چهل ... ستایش بیست سالگی اما شاید بدین خاطر که پسر بزرگه چند ماهی است ب...

    ادامه مطلب
  • برچسب‌های مرتبط

    ستایش در چند قسمت |